رهاورد
هنوزم دارم می لرزم. باورم نمی شه این همه خشونت این همه حیوانیت. تازه بلوتوث اعدام متجاوزین رو دیدم. حالم خرابه خراب، از تجاوز! تو چته آدم؟ مسخ شدی؟
نامه ای از روی نفرت به مرگ انسانیت، نامه ای سرگشاده به اجتماع مریض. نامه ای به بلوتوث : هربار که میای یا می شنوم از کسی، که براش اومدی، تو دلم می ترسم، از اینکه دوباره چه بقچه ای زدی زیر بغلت و چه فضولی هایی که نکردی. از اینکه مجبوری جور ناکامی شهرت طلبان کم سال رو بکشی و هر نبایدی رو فاش کنی، هم دلم می سوزه هم باید بهت بگم تو یه بازیچه ای نه یه فناوری. حتی اگه از در اعاده حیثیت وارد بشی و بگی مشکل از من نیست از استفاده شماهاست، باز باید بگم که همه این سوءاستفاده ها، (استفاده ای در کار نیست. چند بار دیدی کسی از تو برای پخش یه فیلم کوتاه پرمعنی یا تصاویر زیبا و اصیل استفاده کنه؟) برمی گردن به ذات تو. اصلا تو اومدی تا فضولی کنی و رسوا، اومدی تا همه حریم ها رو له کنی اومدی تا گند بزنی به انسانیت، به شرافت، به پاکی و معصومیت. صادقانه می گم کوتاه برد جان! ازت متنفرم. امیدوارم بهت بربخوره و هرچه زودتر شرّتو کم کنی. وقتی توی بساط تو یه "کودک" می شینه پای منقل و تریاک، وقتی به واسطه ی تو "خودفروشی" نه ارزون که مفت و مجانی، تجاوزها، تجاوزها، وقتی خشونت به سادگی سلامی می شه و احوالپرسی، چه شرم ها، حیاها، نباید بپرسم شناسنامه ات را نشان بده؟ یا از کدوم دیاری؟ اصلا چیزی از اصالت به گوش مخملیت خورده؟ یا تو دوست داری بهم انگ بزنی که احساساتی کم طاقت؟ با همه این تفاسیر می خوام بدونی که از شرّ تو همیشه پناه می برم به تنهایی ام به استاد آوازکه می خونه: " ... دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟... تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟ چه شد؟ ای دل... " یا خودمو پرت می کنم رو جانماز مادرم... هی بلوتوث با توام! تو کدوم گوشه از درد را، درد بغض مندها رو خاموش می کنی؟ یا مثل اینکه اومدی تا درد رو خلق کنی؟! یا قهرمان پروری کنی؟ چه قهرمانی که پشت دوربین می خواد اولین نفر باشه و چه قهرمان و قهرمانهایی که جلوی دوربین به هنرنمائی مشت و لگد و چه و چه می پردازند. و این وسط دستی نیست تا کات بدهد و تمام کند و جلد کهنه شناسنامه ی انسانیت را نوازش. بخوان استاد. بخوان: "... دوستی کی آخر آمد پهلوانان را چه شد؟ چه شد؟..." حالام یقه ی خودتو می گیرم. لعنت به توی کوتاه بردِ دندون آبی! جای ما تو قونیه خالی بود، ولی اونایی که بودن می گن که: از مولانا خواسته می شد شبها مدتی را به سماع اختصاص دهد و بقیه ساعات را بیارامد. مولوی سرگشته، شوریده و عاشق بلخ به مریدان به ظاهر پاسخ نمی داد اما زمانی که خواب بر آنها هنگام سماع چیره می شد برای راحتی ایشان بدیوار تکیه می داد و سر به زانو می نهاد تا آنها بی تکلف بخوابند. وقتی که آنها در خواب بودند مولوی از جای برمی خاست و سرگرم ذکر می شد و می سرود: «همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد*» مولانا اگه فقط همین دو خط شعرو گفته بود بازم مولانا بود. خوندن همین دو خط کافیه تا آدم دیوانه ی دیوانه بشه و یهو خودشو ببینه که داره می چرخه و می خونه: خواب من زهر فراق ... بعضیام فکر نوشتن پست جدید به سرشون می زنه. حالا چه ها شد که آقای مولوی وعظ و تدریسو نبوسیده گذاشت کنار و از منبر تا سماع چرخید، و چرخید و خوند: «عاشقم من بر فن دیوانگی سیرم از فرهنگ و از فرزانگی» اینم یکی از مناظره های پیر بلخ با چرخ فلک: «گفت مرا چرخ فلک، عاجزم از گردش تو گفتم این نقطه مرا، کرد که پرگار شدم چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ زدم یار بنالید بسی، تا که در این غار شدم» * مولانا: ارغنون شمس، عطاءالّه تدین خودکارم مریض شده. دقیقا نمی دونم چشه؟ یه وقتایی لکنت زبون می گیره تپق می زنه. می گم عیب نداره تپق مال خودکاره (بر وزن تپق مال مجریه). یه خرده استرسش که بیاد پائین درست می شه. یه وقتایی هم هیچیش نیست و فقط ناز می کنه. اگه وقتی و حالی باشه ناز می کشیم، اگه نه که اوضاع تا مدتی به همون حال می مونه و کارمون به لج و لجبازی می کشه. دست آخر اگه من منت نکشم قهرش می گیره تا روزای طولانی. اونوقت باید گفت چه بلایی سرم میاد. شاید یه روز گفتم. اما الآن حال و روزش فرق می کنه. یه مدتیه شکمش کار نمی کنه. به نظرم یبوست گرفته. هیچی رو بیرون نمی ریزه. خودکاری که هیچی ازش درز نکنه رو اصلا مگه می شه اسمشو خودکار گذاشت؟ اصلا به چه دردی می خوره؟ باید دوا درمونش کنم. یه مقداری بهش، داروی ملیّن بدم بخوره تا هرچی تو دلشه بریزه بیرون. ولی اگه دوز داروهاشو زیاد کنم ممکنه از اون طرف بیفته، اسهال بگیره و اونوقت هر باید و نبایدی رو ... حالا من درست نمی تونم بگم کدوم بدتر از اون یکیه؟ خودکاری که یبوست گرفته یا خودکاری که اسهال؟ شایدم به یه اندازه بد باشن. اصلا خودکاری که لالمونی گرفته با یه خودکار ورّاج به یه اندازه دردسرسازن. آره؟


| Design By : Night Skin |


