رهاورد
حكمِ حكم: "چراگاه" كه نيست، "چرا" گاه است! فرضِ فرض: كاش "چراگاه" بود...
حكمِ فرض: اندك اندك زين جهانِ هست و نيست نيستان رفتند و هَستان مي رسند لاغران خسته از مَرعا*ي عشق فَربَهان و تندرستان مي رسند
* مَرعا: چراگاه پ.ن: فرضاً آمده بودم بريزم، بپاشم، بروم، مولاناي شمس خدا حكماً آمد، ريخت، پاشيد، رفت...
نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت
22:41 توسط :رهاورد| |
| Design By : Night Skin |


