رهاورد
گفتنم نيامده بود و همين حالا آمده... اما اين نيامدن، به معني خالي بودن نبود چون پر از حس روز تولد 21 سالگي بودم و همين حس مجال نوشتنم نداد! امروز انگار كه 20 سال اول را كرده باشم توي يه بقچه و يك سنجاق قفلي گنده زده باشم روش و دوباره از 1 سالگي شروع كرده باشم و افادۀ يه دامن صورتي تورتوري رو پيش دوستان بدهم كه از اين بهار نيكو معلوم شود كسي امروز متولد شده و مي خواهد در هواي بزرگسالي، كودكي كند. منظور، لوس بودن نيست، منظور، طي طريق است. كودك، تنها يك كودك نيست كودك والد است كودك بالغ است كودك غالب است كودك ملكوت پروردگار است كودكي اي با طعم هميشه زندۀ توت فرنگي!!! گوجه سبز!!! گيلاس!!! به شيريني و خنكي بستني!!! و هر طعم هميشه تر و تازۀ ديگري كه قضاي دوران كودكي مرا و همۀ ما را به جا بياورد. پس اين باشد نماز من. وقتي كه شيريني نماز كودكي را نچشيده باشم و آزادي و آزادگي را انتخاب نكرده باشم، تمام آزادي ها را به اسارت كشيده ام و اگر تلاشي براي لمس پرواز نكرده باشم، از پرواز پرنده ها به وجد نخواهم آمد، چون با حسادتي كه زائيدۀ بي ايماني به توانائيهاي الهي ام است، حكم جلب پرنده ها را هم داده ام. از قول راحیل هم برايت بگويم: "آلبوم ها چقدر خاطره دارند از روزهائی که در آن نبوده اند از لحظه هایی که با هم نخندیده اند از فصل های نرفته!... ... فرقی نمی کند که کجا باشی بهار حتی از دیوارها هم عبور می کند!" يك بار بر ما تولدي رفت و آمديم كه نه به آن يك بار تولد بسنده كنيم، آمديم كه متولد شدن را، متولد كردن را ياد بگيريم و مردن را و مراندن را از ياد ببريم. وقتي كه كودك مي شويم، يا وقتي سكوت مي كنيم و به آواز خدا گوش مي دهيم و وقتهاي مقدس ديگر (كه به تعداد آدمها ضرب در بي نهايت راه و وقت وجود دارد) آنوقت است كه ما متولد مي شويم و وقتي متولد مي شويم است كه مي توانيم متولد كنيم و وقتي كه متولد مي كنيم مي بينيم كه يك بار ديگر متولد مي شويم و اين چرخه مي چرخد و باز بار ديگر تولدي و ميلادي و ولادتي كه اين چرخ راه بيفتد و بچرخد و سرعت بگيرد و طي كند تا برسد به ساحلي كه مسيرش خود، مقصد است و از قول قيصر: "موجيم و وصل ما، از خود بريدن است ساحل بهانه اي ست، رفتن رسيدن است" اين چرخ ما گاهي تك چرخ هم مي زند محض تغيير زاويۀ نگاه!!! و اين زاويۀ جديد، و اين تغيير، و اين نگاه... خوب است!! ۲۱ سالگي و همان ۱ سالگي ام آمده كه تلاش كند كه بگويد "كودكي" تاريخ مصرف ندارد، حتي اگر خلافش ثابت شود... آمده سعي كند كه به بهار اجازه بدهد حتي از ديوارها هم عبور كند چه برسد از پنجره...
| Design By : Night Skin |


